تبليغاتX
آقاجون

در هر رشته تخصصی، ورزشی،اجتماعی، ما نیاز به یک دوره آموزش داریم و باید تمرینات متوالی داشته باشیم.خب برای دیدار امام زمان(عج)و اطاعت از ایشان باید تمرین کرد و اردو رفت تا آمادگی کامل پذیرا باشیم و تمرین اولیه اون که خدا زمینه اش را هم مهیا کرده. اطاعت محض و پشتیبانی از مقام عظمای ولایت است .اللهم رزقنا توفیقا طاعه.انشاالله.  

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 9:11 توسط آقاجون |

دیروز یکی از رفقا را که دو تا پسرش را برای کار فرستاده اروپا و خودش هم به تازگی برگشته بود دیدم. پس از چاق سلامتی و احوالپرسی گفتم بچه ها را فرستاده‌ای بلاد کفر خودت هم به همین بهانه هی می روی سرکشی می کنی؟

گفت: ما اسم مون مسلمونه، ولی اسلام اونجاست.

گفتم: چطور؟

گفت: اونا به هم دروغ نمی گن و به ناموس هم نظر ندارن.

گفتم: اولا" که شما ظاهر قضیه را دیدی؛ دوما"عاطفه ناموسی در اون‌ها گم شده. سوما" آیا واجبات و محرمات قرآن را اون‌ها رعایت می کنند که می‌گویی ما اسلام رو یدک می کشیم و اون‌ها اصل اسلام را دارند؟

خلاصه کلی سند و حدیث برایش گفتم، ولی مثل اینکه قفل به گوش و جانش زده بودند. نهایتا" گفتم روی دینت تعصب داشته باش و اگر در خانه جلوی بچه هایت این حرف‌ها را بزنی، مخصوصا" دخترهایت، با صحه گذاشتنت، خط آن‌ها را پیش می گیرندها! 

وای که ما چه زود دلباخته ظاهر زیبای فساد می شویم. مشروب خواری، بی حجابی، بی عفتی، بی دینی، هم جنس بازی و... آن ها را نمی بینیم و زود جذب تبلیغات شوم آن ها می شویم.

خدایا! عاقبت ما را ختم بخیر بگردان!

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 9:4 توسط آقاجون |

۱-بچه بودم رفتم مسجد تو صف نماز جماعت وایسادم ،بلد که نبودم گفتم به اون آقای جلوی نگاه میکنم هر کاری او کرد منهم انجام میدهم ، یک لحظه متوجه شدم پشتش را خاراند گفتم دیگه نگاش نمیکنم و نگاهم را انداختم به بغل دستیش یهو متوجه سدم اونم یه کمی شلوارش پارن از اونم نگاهم را برداشتم سومی را نگاه کردم تا بالاخره نمازم را با اونا خواندم.

۲-یه پسری هم سن و سال خودم که خیلی زال و بور بود موقع نمازاقامه می گفت،آقا زد و یه روزی نیامد یکی از مسجدی ها به من گفت تو برو اون جلو اقامه  بگو ، منم رفتم ولی چون صدام خیلی نازک بود و همیشه بهم میخندیدن خیلی سختم بود، روی چهار پایه ای نشسته بودم و میکروفون ازم دور بود روم هم نمی شد برش دارم ، خلاصه موقع گفتن "الله اکبر(که فقط همینم بلد بودم) سرم و بر میگردوندم به طرف میکروفون که شاید کمی صدام از اون وضعیت نازکی بیرون بیاد .یه موقع متوجه شدم دخترا و پسرای هم سن و سال خودم ته جماعت وایسادن بهم میخندیدن. نماز مغرب تمام شد یکی از مردای بزرگ مسجد اومد با مهربانی گفت:بابا جون وقتی از رکوع بلند میشن بگو سمع الله لمن حمده " من که بلد نبودم بین دو تا نماز هی تمرین کردم تا نماز عشا شروع شد . هی گفتم الله اکبر و اون جمله هم یادم رفت . آقا تا نماز تموم شد و سلام دادم پا گذاشتم به فرار و هیچ وقت دیگه سراغ اقامه گفتن نرفتم که البته بیشتر بخاطر صدای نازکم بود.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 9:45 توسط آقاجون |

این روزها در جهان کفر و نفاق و فتنه از یک سو صدای ساز و دهل و هلهله شنیده می‌شود و متأسفانه از سوی دیگر، منتخب مردم در قوه مقننه و مجریه اختلافات را احیا و با دو دو کردن همه چیز را سه کرده‌اند!

یقیناً قلب آقا امام زمان (عج) آزرده شده است. مقام عظمای ولایت رنجیده‌خاطر می‌شود. شهدا معذب شده و خانواده معظم شهدا، جانبازان عزیز، رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و این مردم که به تعبیر امام‌(ره) "این امت از امت پیامبر اعظم (ص)بهترند" متاثر شده‌اند. و از همه مهمتر روح بزرگ و ملکوتی معمار انقلاب که همیشه بهوحدت کلمه اسرار داشتند آزرده است و دلسوزان انقلاب که دیروز چهارده موشک زمین به زمین را آزمایش کردند با نومیدی فریاد می زنند که گرای موشک‌ها تغییر کرده و به جانب خودمان برمی گردد. چرا؟

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 19:0 توسط آقاجون |

عزیز دلم من را تشوبق کرد که خاطره و مطلب بنویسم. من هم نوشتم، مثل پرنده‌ای که تازه پرواز کردن را فرا می گیرد؛ هی بلند می شود چند بال می زند، دوباره می افتد... یا مثل بچه ای که تازه می حواهد راه رفتن را آزمایش کند؛ هی می‌ایستد، هی می افتد. ولی باغرور و امیدواری....

تا یک روز مطالب بعضی از فرزندانم را خواندم. اول از این همه ادب و تقوا در نوشتارشان شاکر شدم و احساس سربلندی کردم. دوم اینکه قلم در دستم شرمسار شد و مرا یاری نکرد؛ نه که فکر کنید مأیوس شدم‌ها! خیلی هم مسرور شدم از اینکه می بینم دل امام زمان را شاد می کنند و امید به مقام عظمای ولایت می دهند و دشمنان را ناامید می کنند. خدا را شاکرم. یادمان باشد که خداوند در قرآن کریم از زبان بهشتیان می‌فرماید: "الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله".

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 11:31 توسط آقاجون |

"علم بهتر است یا ثروت"این موضوع انشایی بود که همیشه در دوران تحصل به ما می دادند.

وما هم عقلمون نمی رسید و الا جوابش یک کلام ختم کلام"فوتبال".

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 8:41 توسط آقاجون |

بعد از انقلاب انواع گوناگون توطئه هامستقیم و غیر مستقیم  علیه انقلاب ما اقدام شد:

۱- عملیات طبس که ماه ها در سرزمینی مشابه در مصر تمرین داشتند و در بدو ورود به مرز و کشور (ظاهرا یک دقیقه رادار ها به بهانه سرویس خاموش شدند) با خیالی آسوده و نقشه های پر بار به طبس رسیدند و در ادامه به تهران می خواستند بروند که به همین دلیل پروژکتورهای استادیو ورزشی امجدیه تا صبح روشن و آماده ادامه عملیات بود.همه درایران در خواب بودند، الا آقا امام زمان(عج)فرمانده و صاحب بحق انقلاب ، و آن شد که همه شنیدیده اید.

۲-قطب زاده یکی از مزدوران نفوذی(معدوم) با کسب اجازه از یکی از علمای ساده لوح جهت از بین بردن حضرت امام خمینی (ره) اقدام کرد که خوشبختانه با عنایت فرمانده انقلاب (آقا امام زمان) عمیلات لو رفت و موفق نشدند؛ و آمر ساده لوح هم در صفحه تلویزیون ظاهر شد و از ملت شریف ایران عذر خواهی کرد.

۳-طرح کودتا های مختلف و از طرق گوناگون نظامی و سیاسی باز هم با نظارت آقا امام زمان خنثی شد.

۴- تحمیل هشت ساله تمام عیار جنگ با طرح و تجهیزات ابر جنایت کاران جهان و حتی شیخ نشینان منطقه بر علیه جمهوری اسلامی ایران.

۵- تحریم همه جانبه سیاسی، اقتصادی و نظامی و ....

قیاس و هر گونه قضاوت با وجدانی آگاه و بیدار بر عهده شماست.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 18:0 توسط آقاجون |

قبل از انقلاب اختیارات همه جانبه ما بدست امریکا بود وبخصوص مستشاران امریکایی در ارتش (نیرو هوایی و دریایی)فرماندهی و عزل و نصب هم بعهده داشتند و ما هیچ قدرت مانور و اظهار نظری از خود نداشتیم، چنانچه قطعه ای از هوا پیماها نیاز به تعمیر داشت متخصصین ما اجازه نداشتند تعمیرات را انجام دهند و تنها بعنوان تعویض قطعه اقدام می نمودند.

هواپیمای جنگی اف ۱۶و آواکس  خریداری شده توسط ایران را بما ندادند و پولش هم هپلی شد . از این پروژه ها تا دلتان بخواد هست.

حتی لباس فرم نیروی هوایی را از امریکا می آمدند اندازه می گرفتند و واگذار می کردند. آقای هویدا نخست وزیر معدوم افتخار می کرد ما آقای جهان هستیم دست میکنیم توی جیبمون و هر چی خواستیم از هر کجای دنیا میخریم!

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 17:59 توسط آقاجون |

قبل از انقلاب نفت بشکه ای ۳۸ دلار (دلار ۷تومان)بود که در اوایل انقلاب مجلس طرحی تصویب کرد که یک روز فروش نفت در ماه را برای آبادسازی یک  استان قرار دهند و اولین استان هم سیستان و بلوچستان انتخاب شد ، جنگ تحمیل شد و قیمت نفت را زالوهای استعمار  به ۵ دلار رساندند همسایه مزدور ایران، کویت اعلام کرد ۵ دلار که قابلی ندارد بیایید مجانی ببرید (نقل از اخبار بی بی سی که من خودم شنیدم).

در زمان جنگ هندوانه ایران از طریق اسکله های بندر عباس به شیخ نشین  امارات به قیمت ۲۰ ریال حمل می شد که امریکای جنایت کار از اون سر دنیا اعلام کرد از ایران هندوانه نخرید چون در جنگ هستند و تمام آنها شیمیایی شده است من (امریکا) به قیمت ۱۵ ریال هندوانه در اختیارتان می گذارم.

حتی در هندوانه فروشی ما بخل و دخالت داشتند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 9:16 توسط آقاجون |

در استانه ۱۵ خرداد نقطه عطف انقلاب و ۱۴ خرداد ارتحال معمار انقلاب، خاطراتی این چنین رقم  می زنم

که: 

چه زیباست بدون تعصب مروری بر این انقلاب و دستاوردهای آن داشته باشیم و باور کنیم.

یکی از افتخارات ما قبل از انقلاب این بود که: از طریق مجله زن روز مسابقاتی بین دختران در سرتاسر ایران برگزار می شد و بهترین ها را از شهرستان ها بلحاظ شکل، اندام ،رقص، عشوه،وعناوین دیگر تبلیغات زنانه انتخاب و در تهران جمع می شدند و تصاویر آنان روی جلد مجله زن روز به نمایش می گذاشتند و یک نفر را بعنوان برترین انتخاب و با هزینه (ظاهرا)مجله زن روز به اروپا و امریکا اعزام تا نماینده زن ایرانی معرفی شده باشد. بله بهترین هامونو هدیه میدادیم که اربابان ما خوشحال و راضی باشند. 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 9:1 توسط آقاجون |